تبليغاتX
بن بست تنهایی
تا نهایت ثانیه هایی که خدا آفریده دوستت دارم...

عزیزم روز میلادت مبارک ... .

صد سال زنده باشی معصوم دلم ... .

خدا با ماست ... میدانم ... .

دعام خوشبختی توئه چه با من چی بی من که شاید دست روزگار خوشبختیت رو بی من قرار داد اون روز نگران نباش بچسب به خوشبختیت ... .

روز میلاد تنت مبارک .... .

والنتاینتم مبارک همونی که میگن عید عاشقاست اما افسوس من عیدی ندارم آخه از معشوقم دورم ... .

تا بعد عیدی من ... .




لينك ثابت نوشته شده در سه شنبه بیست و سوم بهمن 1386ساعت 13:45 توسط ..:: .:.معصوم.:. ::..

دلم برای صاحب این وبلاگ تنگ شده :

شعری تقدیم به خدای معصوم جاودانگی دلم :

 

بارالها این چه بودنی است ؟

این چه گفتنی است ؟

این چه سرودنی است ؟

که حتی من شاعر از وزنش و سخنش بی اطلاعم ؟

گویند عشق است !!!

این عشق چیست که من سالهاست به رسم نانوشته ی خودت گرفتارشم ؟

بارالها این چیست که من چشم بسته خریدارشم ؟

به من فقط درکش را بیاموز ...

فقط درکش ...

تا درکت کنم ... .

 

دعامون کنید ... .

تا بعد ... .




لينك ثابت نوشته شده در جمعه دوازدهم بهمن 1386ساعت 13:10 توسط ..:: .:.معصوم.:. ::..

سلام

خوبید ؟

امروز دلم گرفته  دلم هوای معصومم رو کرده ... .

اها یادم رفت خودمو معرفی کنم - من ساجدم - همونی که عاشق معصومه اما  ازش دوره ...

داشتم می گفتم امروز دلم خیلی گرفته یعنی چند روزه اینجوریم موندم توی سرنوشت گنگ خودم این همه حسرت  ... حسرت شاد بودن آخه مگه من و معصوم گناهمون چیه که نباید مثل بقیه باشیم ؟؟؟

دیشب این شعر پائینی رو نوشتم میزارمش تا بخونید اسمش هست : پیرمرد :

 

در کنار کوچه های تنگ شهر

پیرمردی خسته و تبدار بود

زیر لب سیگار ته نارنجی اش

دود میداد و غرق افکار بود

 

پیرمرد خسته از مرام روزگار

شب تا به صبح بیدار بود

یاد او همه ایام دور

یاد او خاطرات دلدار بود

 

یار او در زیر خاک

او بدین غم شبدار بود

روز ز پی شب می گذشت

او در همین کردار بود

 

پیرمرد اما خدا را داشت

بر غمش خدا یار بود

در نیایش بود هر شب

تنها نجاتش همین کار بود 

 

دعامون کنید ... .

تا بعد  ... .




لينك ثابت نوشته شده در چهارشنبه سوم بهمن 1386ساعت 19:33 توسط ..:: .:.معصوم.:. ::..